نگاهی به آینده هوش مصنوعی

هوش مصنوعی پیشران اصلی امیدها و تبدیل کننده آرزوها به واقعیت در طلیعه چهارمین انقلاب صنعتی انسان هاست.

انقلاب صنعتی در ذهن ما تصویر ماشین بخار، کارخانجات نساجی، و کارگران ذوب آهن را تداعی می کند. دوره ای در اواخر قرن هجدهم و اوائل قرن نوزدهم میلادی که جوامع کشاورزی-مبنا به سمت کارخانه-مبنا شدن تغییر جهت داد. فاز دوم صنعتی شدن سریع درست پیش از جنگ جهانی اول رخ داد. این فاز بیش از همه تحت تأثیر رشد تولید نفت و فولاد و هم چنین بروز و ظهور الکتریسیته اتفاق افتاد.

به دهه ۱۹۸۰ میلادی پیش برویم، وقتی که الکترونیک دیجیتال اثرگذاری عمیق خود بر جوامع را آغاز کرد (طلوع انقلاب دیجیتال). در ادامه و متکی بر ستون های آن زمانه، چهارمین انقلاب صنعتی در حال شکل گیری است. درست شبیه انقلاب های پیشین، این بار نیز تحول بر پایه پیشرفت های فناوری شکل گرفته است. تحولی بر پایه هوش مصنوعی (AI)، ماشین های خودمختار (Autonomous Machines)، و اینترنت اشیاء. اما این بار تمرکز بر روی این مسأله اس که فناوری چگونه بر جوامع و توانایی انسان ها در مرتبط باقی ماندن با یکدیگر تأثیر خواهد گذاشت.

گوآیدو ژوره، مدیر بخش دیجیتال شرکت صنعتی ABB سوئیس می گوید:

در اولین انقلاب صنعتی، ما نیروی بخار را جایگزین نیروی بازوان کارگران کردیم. در دومین انقلاب، الکتریسیته را جایگزین بخار نمودیم، و در سومین آن ها، کامپیوترها به دنیا معرفی شدند. ما به ماشین های هوشمند دستورالعمل-مبنا دست یافتیم. اما آن چه تاکنون نداشته ایم، چیزی شبیه Cortex مغز است – سامانه هایی که می توانند هم چون انسان یاد بگیرند.

این چیزی است که فناوری AI را در دوره تغییرات فناوری ها تعریف می کند. در نظر داشتن آینده AI امری حیاتی است. این که به چه شکلی در خواهد آمد، تأثیری که بر زندگی انسان خواهد داشت چگونه خواهد بود، و چه چالش ها و فرصت هایی در جریان انقلاب آن از شکل فعلی به اشکال آتی خود بروز خواهند کرد.

هوش مصنوعی به حقیقت خواهد پیوست

اگر چه مفهوم هوش مصنوعی برای بسیاری جدید به نظر می رسد، ولی در واقع از دهه ها پیش مطرح بوده است. به گفته ژنویو بل، استاد مهندسی و علوم کامپیوتر دانشگاه ملی استرالیا، عبارت «هوش مصنوعی (Artifical Intelligence)» در سال ۱۹۵۶ به محافل علمی راه پیدا کرد.

شاخه ای از علوم کامپیوتر که به دنبال این ایده شکل گرفت برای سال ها به شدت محبوبیت یافت،‌ چرا که همه تصور می کردند هوش مصنوعی خیلی زود رخ خواهد داد. ولی پس آن محبوبیت اش را تا حدودی از دست داد، چرا که محققان به مرور احساس کردند دست یابی به هوش مصنوعی حقیقتاً سخت است. هوش مصنوعی توان محاسباتی ای را نیاز داشت که آن زمان انسان ها در اختیار نداشتند.

امروزه فناوری های پشتیبان و مورد نیاز AI چنان به نقطه ای از بلوغ رسیده اند که دیگر هوش مصنوعی به صورت عملی و موثر قابل اجراست. هم زمان با گسترش هوش مصنوعی، دوگانگی های اجتماعی و اخلاقی مرتبط با هوش مصنوعی نیز بیشتر جلوه خواهند کرد. پروفسور بل می افزاید:

این فناوری برای بشریت چه معنایی خواهد داشت؟ برای سازمان ها، موسسات، ارگان ها و حکومت ها چطور؟

ناظران بر توسعه AI همه متفق القول بر این باورند که تکلیف جامعه در برخورد با سوالات بنیادین و فلسفی و عملیاتی در هنگام برنامه ریزی برای آینده هوش مصنوعی باید روشن گردد. از دیدگاه پروفسور بل، هوش مصنوعی از پنج جنبه باید بررسی شود:

  1. خودمختاری: آیا سامانه های AI خودمختار عمل خواهند کرد؟ آیا اصلا باید اجازه داد که این گونه باشند؟
  2. سازمان های متولی: چه کسی محدودیت های (قوانین) هوش مصنوعی را تدوین می کند و بر پیاده سازی و تداوم اجرای آن ها نظارت می کند؟
  3. اعتماد: چگونه امنیت، اعتماد، حریم خصوصی و اخلاقیات انسان ها در برخورد با AI رعایت می شود؟
  4. اندازه گیری: چگونه کارآمدی سامانه های هوش مصنوعی را سنجش و اندازه گیری می کنیم؟
  5. انسانیت: انسان ها چگونه با سامانه های تحت کنترل هوش مصنوعی تعامل خواهند داشت؟

خودمختاری (Autonomy) واقعی

هیچ تعریفی از این که خودمختاری برای یک سامانه هوش مصنوعی به چه معناست، وجود ندارد. گوآیدو ژوره می گوید:

خودمختاری در سطوح مختلف رخ می دهد. ما در نهایت سطوح رو به ارتقاء‌ ای از عملکرد خودکار را اعمال می کنیم. بخش های مشخصی وجود دارند که چنین خودمختاری قابل تعریف می باشند. به عنوان مثال خودروهای درون معادن یا کشتی های باربری در دریاها محیط های کنترل شده ای هستند که سطوح مختلف خودمختاری در آن ها قابل آزمایش است.

پروفسور بل در اکتبر ۲۰۱۸ در کنفرانسی در سان فرانسیسکو عنوان کرد:

وقتی من می گویم خودمختار،‌ درک و خودآگاهی به ذهن شما می آید. و اگر دنبال کننده داستان های علمی-تخیلی بوده باشید، می دانید که پایان خودآگاهی هوش مصنوعی چه می تواند باشد!

در واقعیت، سامانه ها می توانند خودمختار عمل کنند بدون آنکه خودآگاهی داشته باشند. خودمختاری به سادگی به معنی عمل کردن بدون رجوع مستقیم به مجموعه ای از قوانین و پروسه های از پیش تعیین شده است.

اما این موضوع، سوالاتی را در بحث اخلاق و آثار اجتماعی طرح می کند. پروفسور بل می افزاید:

داشتن سامانه های خودمختار به چه معناست؟ ما درباره آن ها چه حسی خواهیم داشت؟

سازمان های متولی و ناظر

پروفسور بل معتقد است اعمال نظارت و تعیین دستورالعمل برای استفاده از سامانه های مبتنی بر AI هنوز در مراحل مقدماتی قرار دارد، اما مهم است که این مسأله از هم اکنون مورد توجه ویژه قرار گیرد.

وجود نظارت الزامی است. باید چهارچوبی را شکل دهیم که صرفاً منافع AI را برای انسان ها میسر نماید. جامعه نباید از چنین فناوری مفیدی را فقط به خاطر این که شرکت ها باید مسئولیت بپذیرند، چشم پوشی کند.

به عنوان نمونه، در مورد خودروهای خودران، قوانین و قواعدی در فناوری هدایت خودرو برای کاهش زمان پاسخگویی و سرعت عمل خودرو گنجانده شده اند. اما برای هر قاعده، تبصره هایی نیز برای موارد خاص در نظر گرفته شده است. ژوره می گوید:

ما چگونه می توانیم آن چه که هوش مصنوعی می تواند انجام دهد (یا باید انجام بتواند انجام دهد)‌ را مدیریت و کنترل کنیم؟ باید چیزی شبیه به آن چه در مورد انسان ها انجام می شود، برای AI نیز وجود داشته باشد. برخی از مبانی و اصول زندگی انسانی   باید برای این امر به عاریت گرفته شوند. ما به استانداردهای اجرایی و عملیاتی نیاز داریم.

اما برای مواقعی که قانون ها باید نادیده گرفته شوند چه باید کرد؟ پروفسور بل، زمانی که ماشین ها در یک خیابان خود را به حاشیه می کشانند تا ماشین آتش نشانی رد شود را مثال می زند. اما به واقعیت پیوستن چنین حالتی برای AI حقیقتاً پیچیده است.

این نوع از قواعد چگونه فراتر از مرزها و در کشورها و فرهنگ های متفاوت عمل خواهند کرد؟

مسائل عملی

مسائل قانونی نظیر خطرپذیری، مسئولیت پذیری، اعتماد، حریم خصوصی، اخلاق و مدیریت پذیری، مسائل مهمی هستند. در حالی که سامانه های هوش مصنوعی در حال دست یافتن به سطوحی از خودمختاری هستند،‌ کماکان لازم است که مدیریت شده، بر آن ها نظارت شود، قوانین و محدودیت هایی برای آن ها قائل شد و حتی مانند عضوی از جامعه بیمه شوند. ژوره می افزاید:

نقطه مقابل پذیرش ریسک، بهره گیری از بیمه است. می توانیم از شرکت های بیمه بپرسیم: در چه نقطه ای از پیشرفت، حاضرید AI را بیمه کنید؟

ایمنی و امنیت در سامانه های مبتنی بر AI، خصوصا در خودروهای خودران، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. سامیت سادانا، مدیر تجاری شرکت Micron Technology معتقد است:

با معرفی خودروهای خودران امن، مردم به مرور به همان شکلی که در طول زمان به مسافرت های هوایی اعتماد کردند، به این فناوری نیز اعتماد خواهند کرد.

با توسعه جریان های داده که محرک اصلی رشد و انقلاب هوش مصنوعی بوده و هستند، سامانه های AI بیش از پیش در کاربردهای گوناگون خود کارآمد عمل خواهند کرد. ژوره می افزاید:

چه شرایطی برای حصول خروجی های خوب و قابل قبول لازم است و به چه خروجی هایی نباید اعتماد کرد؟ شیوه ای که امروزه ما به توسعه AI و یادگیری ماشین می پردازیم، اجازه خود-ارزیابی (Self-Inspection) را به این سامانه ها نمی دهد. هوش مصنوعی امروزه،‌ هنوز قادر به توجیه اعمال اش نیست. ما باید در مورد هوش مصنوعی از سوال «چگونه این تصمیم را گرفتی؟» به سمت سوال «چرا این تصمیم را گرفتی؟» حرکت کنیم.

مسأله معیارها

مهم است که میزان تأثیرگذاری فناوری با متر و معیاری اندازه گیری شود، به خصوص در مورد سامانه های جدید یا جدیداً توسعه یافته. پروفسور بل از مخاطبان خود در کنفرانس سان فرانسیسکو می پرسد:

وقتی هوش مصنوعی به شیوه ای مطمئن در مقیاس بالا مورد بهره برداری قرار گرفت، چگونه می فهمیم که سامانه خوبی است یا نه؟ آیا آن سامانه کارآمد و موثر عمل می کند؟ آیا استفاده از آن منجر به صرفه جویی در وقت و هزینه می شود؟

وقتی برای یک فناوری نوظهور نظیر خودروهای خودران برنامه ریزی می کنیم، متر و معیارها عموماً پیرامون موضوع ایمنی تعریف می شوند. این بدان معنی است که بفهمیم معیارها را بر چه اصلی پایه ریزی کنیم تا مطمئن شویم فناوری در سطح قابل انتظار عمل خواهد کرد.

عمده چالش های قابل اندازه گیری مرتبط با خروجی های AI، بر اندازه و کیفیت مجموعه داده های ورودی متمرکزند. جودی هورویتز، مدیرعامل شرکت مشاور مدیریت هورویتز و شرکاء می گوید:

هوش مصنوعی و یادگیری ماشین بسیار قدرتمندند، اما اگر این الگوریتم های قوی را بر روی داده های نامناسب و ضعیف اعمال کنید، تنها خیلی سریع به نتایج و خروجی ها بد دست می یابید، نه چیزی بیشتر از آن! داده ها، بسته به منبع جمع آوری شان، می توانند اُریب آماری (Bias) در نتایج الگوریتم های هوش مصنوعی حاصل کنند. از این رو باید بپرسیم: منبع داده ها چه هستند؟ چه کسانی به داده ها دست زده و روی آن ها کار کرده اند؟ آیا اُریبی در داده ها وجود دارد؟

تعامل با انسان ها

یکی از سوالات همیشگی در مورد AI نحوه تعامل انسان با سامانه های مبتنی بر آن است. عموماً، چنین سامانه هایی فاقد سطح یکسانی از ورودی های دستی (Manual Input) مشابه حالتی که اکثر مردم به آن عادت دارند، هستند. ساختمان های هوشمندی که فناوری هسته مرکزی آن ها را شکل می دهند، عموماً ابزارها و شیوه های کنترلی دارند که برای مردم عادی نامأنوس است. آسانسورهایی که به جای دکمه با دستورات صوتی کار می کنند، کنترل روشنایی داخلی بدون وجود دکمه های روشن و خاموش همیشگی، و یا سامانه های گرمایش و سرمایش بدون ترموستات تنها نمونه های کوچکی از سامانه های AI هستند که انتظارات موجود و مبتنی بر عادات قدیمی را برآورده نمی کنند.

برای این که انسان ها با موفقیت از یک ساختمان هوشمند بهره ببرند یا از یک خودروی خودران سواری بگیرند، باید روند آموزشی (Learning Curve) طی شود. پروفسور بل، در کنفرانس سان فرانسیکو، بر نیاز به راه های ساده و قابل فهم برای تعامل و ارتباط با سامانه های هوش مصنوعی تأکید کرد.

شما دوست ندارید وارد یک خودروی خودران بشوید و لازم باشد یک رمز ۱۰-۱۲ کاراکتری مرکب از حروف بزرگ و کوچک و علائم را برای روشن کردن ماشین به یاد بیاورید!

مدیریت انقلاب

این ها سوالات صریحی درباره فناوری است که باید هم زمان با ظهور AI به عنوان یک قوای فناوری نوین پاسخ داده شوند. سوالاتی درباره توان پردازشی، ارتباطات و پهنای باند، و امنیت و نظارت بر دسترسی ها (Access Control) همه باید مدنظر قرار گیرند. پیچیده ترین سوالات پیرامون نگرانی ها از نحوه مدیریت و کار کردن انسان ها و جوامع با سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی است. ژوره می گوید:

باید شرایط مشخصی را فراهم آوریم. شرایطی شبیه به مأموریت های حیاتی، که همواره به تأیید و اعتبارسنجی انسانی پیش از هر حرکتی نیاز باشد.

کلاوس شوآب،‌ پایه گذار و مدیر اجرایی انجمن جهانی اقتصاد (World Economic Forum) موافق این اصل است که باید در توسعه AI، اهمیت بیشتری به جنبه های انسانی در مقایسه با جنبه فناوری آن داد. او در کتابی که در سال ۲۰۱۶ منتشر کرد (با نام «چهارمین انقلاب صنعتی»)، می نویسد:

شکل دادن انقلاب صنعتی چهارم به نحوی که انسان-محور بوده و نه علیه بشریت و تفرقه افکن، کار یک ذی نفع،‌ یک بخش، یک صنعت یا یک کشور و فرهنگ نیست. طبیعت بنیادین و جهانی این انقلاب بدان معناست که از همه کشورها، بخش های اقتصادی و انسان ها تأثیر می پذیرد و بر همه آن ها تأثیر می گذارد. ما هنوز فرصت داریم که آینده را آن گونه که به نفع همه ما باشد شکل دهیم.